به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ جنگ رمضان تا لحظه نوشتن متن حاضر یک جنگ هوایی بوده، اگرچه اکنون رژیم صهیونی در لبنان درگیر جنگی زمینی است اما ایران هنوز وارد این فاز نشده است. بسیاری از کارشناسان نظامی باور دارند نتیجه جنگ در صورت ورود طرفهای درگیر به این فاز مشخص خواهد شد قطع به یقین ورود جنگ به این فاز نتایج متفاوتی به همراه خواهد داشت.
بیشتر بخوانید
نبرد زمینی اگر برای آمریکا موفقیتهایی داشته باشد یک پیروزی تاکتیکی و مقطعی خواهد بود اما برای ایران معنایی کاملا متفاوت خواهد داشت اما چرا چنین است؟
به همین سادگی که خاک متعلق به ایران است و نبرد در ایران رخ میدهد لذا نیروی ایرانی برای خاک خود میجنگد و از هیچ واکنشی ولو غیرمتعارف پرهیز نخواهد کرد. ضمن اینکه فاکتورِ زمان هم برای نیروهای مسلح ایران ایجاد محدودیت نمیکند، همچنین در این نبرد هر هزینهای برای ایران قابل توجیه است.
در حالی که تصرف و حفظ خاک ایران از هر بُعدی (تاریخی، جغرافیایی، نظامی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی، اخلاقی) برای آمریکا ایجاد چالش خواهد کرد.
چنین هدفی برای آمریکا بسیار دشوار و خسارتبار خواهد بود، از این رو اگر هم به ظاهر موفقیتی داشته باشد در واقع وارد باتلاقی شده که تا زمان ترک منطقه در این باتلاق تلفات خواهد داد، مشابه این وضع در ویتنام، عراق، افغانستان نیز اتفاق افتاد، در حالی که مورد ایران بسیار دشوارتر است.
البته اگر آمریکا نتواند همان موفقیت تاکتیکی و کوتاه مدت را هم کسب کند که محتملتر به نظر میرسد، به شکستی جدیتر تعبیر میشود و طرفین وارد سطح متفاوتی از نبرد شده و معادلات جنگ تغییر خواهد کرد.
با توجه به آنچه گفته شد به نظر میرسد برخلاف تصور رایج به نحوی که در ظاهر، نیروهای مسلح ایران آمریکا را از انجام چنین عملیاتی برحذر میدارند در عمل با برخی اقدامات آن را به انجام این کار ترغیب میکنند.
تکنیکِ «تحذیرِ ظاهری» و «ترغیبِ باطنی» در فضاهای مشخصی از این نبرد به چشم میخورد، تمرکز ایران بر امارات در بین کشورهای جزیرهالعرب، توامان به گونه نمادین و واقعی که به نظر میرسد بیش از هر جایی نقطه عزیمت آمریکا برای اقدام زمینی باشد، نشانهای از این تکنیک است. حتی در صحبتهای سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیاء نیز این تکنیک به وضوح قابل مشاهده است.
وقتی سخنگوی قرارگاه درباره پیاده کردن سربازان آمریکایی برای تصرف خاک ایران هشدار میدهد و در پی آن مُفصَّلتر و بسیار برانگیزاننده از عدم تعادل ترامپ سخن میگوید، این مطالب به وضوح از عصبانی کردن ترامپ حکایت میکند.
در این مطالب تلاشی برای برافروخته ساختن و به هم ریختن ترامپ و وادار کردن وی برای اتخاذ تصمیم غلط دیده میشود.
در میدان نیز حوادث متعددی این مطلب را تایید میکند و معنایی جز وادار ساختن ترامپ به اتخاذ چنین تصمیمی ندارد. از آن جمله است سناریوهای هالیوودی متعددی که برای تصرف جزایر یا سرقت ۴۵۰ کیلو اورانیوم مطرح میشود در برابرِ فقدان هرگونه طرحی از سوی نیروهای مسلح ایران جهت مقابله با این اقدامِ احتمالی.
به زعم من سکوت معنادار و فقدان تصویری از شیوه تقابل با طرحهای آمریکایی در کنار انواع معناداری از طرحهای وسوسهانگیز که افشای هر یک قبل از اجرا خود نشانه قابل بحثی در این معناست، بیشتر مخاطب را متقاعد میسازد که نیروهای مسلح ایران پروژههای خطرناکی برای نیروهای آمریکا تدارک دیدهاند، آنچه روی میدهد تلاشی است برای ترغیب ترامپ تا ارتش آمریکا را به این گرداب هل دهد.
از سویی منطقی است اگر نیرویهای مسلح ایران در خصوص اقداماتِ زمینیِ احتمالیِ آمریکا برنامهبسیار مفصلی تدارک دیده باشند.
همچنین غیرمنطقی است تصور کنیم ایران به این امر وقوف ندارد که وارد ساختنِ آسیبهای اساسی به مواضع آمریکا و تغییر شرایط جنگ با وارد شدن به فازی جدید ممکنتر خواهد بود.
چنانچه ایران بتواند آمریکا را وارد این فاز کند (برخلاف تصور رایج که آمریکا را مشتاق این اقدام و ایران را نگران از آن نشان میدهد) تا متعاقبا بتواند خسارات و تلفات و اسارتهای سنگینی به آمریکا تحمیل نماید و از طرفی همچنان تنگه هرمز را تحت کنترل داشته باشد آنگاه میتوان گفت برتری ایران در جنگ تثبیت شده و در چنین موقعیتی میتواند هزینه خسارتهای وارد شده را از متجاوزان مطالبه کند.
با شواهد و دادههای موجود، ابطال این گزاره که نیروهای مسلح ایران برای چنین دستوری از طرف ترامپ (اقدام زمینی علیه ایران) لحظهشماری میکنند و ضیافت مجللی برای سربازان آمریکا ترتیب دادهاند، دشوار است.
نکته آخر اینکه شاید دشمن با خاطره شهریور ۱۳۲۰ به چنین اقدامی دست بزند اما خاطرهای که در ذهن ملت ایران نقش بسته خرمشهر است که شهر خون شد اما از ایران جدا نشد.
نویسنده: تورج رحمانی، عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی و عضو بسیج اساتید.
انتهای خبر/

